|
|
|
||||
|
جامعه وجود ندارد جوامع وجود دارد . کوروش سرایش یک بیت درست از زندگی ، نیاز به سفری ، هفتاد ساله دارد . ارد بزرگ در مطالعه مجلات ، به منظور صرفه جویی در وقت ، مقالات مورد نیاز خود را جدا کنید و برای مطالعه بعدی بایگانی کنید . برایان تریسی بعضی صلیب را روی گور خود می گذارند و برخی آنرا لنگر کشتی می سازند . کولستون مبارزه است که قدرت می آورد نه استراحت. استائل حافظه خود را طوری تقویت کنید که بسته به نیازتان بتوانید توانایی خود را در به یاد آوردن نام ها ، اعداد و ارقام ، مطالب و اطلاعات لازم افزایش دهید . برایان تریسی تاریکی در زندگی ماندگار و ابدی نیست ، برسان روشنایی . ارد بزرگ بیشتر کسانی موفق شده اند که کمتر تعریف شنیده اند . امیل زولا مدام مطالعه کنید ، به نوارهای آموزشی گوش دهید و به دنبال ایده هایی باشید که به شما کمک می کنند تا کارآیی بیشتری پیدا کنید . برایان تریسی آنگاه که هنر خوار می گردد جادو ارجمند می شود . فردوسی خردمند در زندگی نادان سرانجام یک گره ، صدها گره باز نشدنی است . ارد بزرگ اندیشه کردن به این که چه بگویم، بهتر است از پشیمانی از این که چرا گفتم . سعدی تند خوانی را یاد بگیرید تا بتوانید در مدت کوتاه تری مطالب بیشتری را مطالعه کنید . برایان تریسی ای سالک ، یکی یکی ، قدم به قدم . راهی نیست . راه با پیمودن پدید می آید . با پیمودن است که راه را می سازی ، و اگر واپس بنگری ، هر آن چه میبینی ، فقط رد گام هایی است که روزی پاهایت دوباره آنها را می پیماید . ای سالک ، راهی نیست ، راه با پیمودن پدید می آید . آنتونیو ماچادو صدا زنده است یا مرده؟ رنگ ها بخشی از پیکره ای زنده اند یا مرده ؟ ! آذین بند و رخت چطور؟ !!! اگر کسی در این پرسش ها خوب بنگرد خواهد دید همه آنها دارای روان و نیرو هستند . یک آوای زیبا می تواند شما را از خود بی خود کند ، رنگی ویژه می تواند شما را آرامش و یا به خشم در آورد و یا پدیده های بی جانی همچون نامه و جامه و … به صد زبان با شما گفتگو می کنند ، همه آنها در حال سرودن آواز خوش دمادم زندگی اند … ارد بزرگ مردان قانون وضع می کنند و زنان اخلاق به وجود می آورند. کونته ورسیه
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 13:18 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
انسان با استقامت قدرت و نفوذ تعقل واستدلال میتواند حتی بر وبا و طا عون غلبه کند . ناپلئون بناپارت قبل از بایگانی و نگهداری هر مطلبی ابتدا از خود بپرسید : آیا باز هم به این اطلاعات نیاز پیدا خواهم کرد . برایان تریسی به گرسنگی مردن بهتر که نان فرو مایگان خوردن . سعدی آدمی با کینه ، زندگی را بر دوستان نیز تنگ می کند . ارد بزرگ دشمن چون از همه حیلتی فرو ماند سلسلۀ دوستی بجنباند . پس آنگه به دوستی کارها کند که هیچ دشمنی نتواند . سعدی امروزه هر فردی مطالب زیادی را باید بخواند اما قانون جمع آوری اطلاعات این است: اگر بیش از شش ماه از آن می گذرد دیگر ارزشی ندارد . برایان تریسی بی خردی اسارت بدنبال دارد .و خرد موجب آزادی و رهایی است . فردوسی خردمند آدمیانی مانند گل های لاله ، زندگی کوتاه در هستی و نقشی ماندگار در اندیشه ما دارند . ارد بزرگ موفقیت تنها یک چیز است این که : زندگی را به دلخواه خود بگذرانید. کریستوفرمورلی پیش از آنکه یک کتاب را به طور کامل بخوانید ، با ورق زدن و مرور سریع مطالب ، سرعت خود را در خواندن کتاب بالا ببرید . برایان تریسی
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 13:17 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به بهانه بازگشت كريمي به پرسپوليس ۱۰سال افت و خيز شماره ۸تكنيكي فوتبال ايران
علي كريمي بازيكن صاحب نام فوتبال ايران در اقدامي غيرمنتظره دوباره پرسپوليسي شد تا در ليگ برتر باشگاههاي ايران به فوتبالش ادامه دهد،بدون شك بازگشت شماره ۸فوتبال كشورمان را ميتوان اتفاقي خوب براي تيم پرسپوليس دانست. به همين بهانه نگاهي داريم به اتفاقاتي كه در ۱۰سال گذشته، كريمي را از يك بازيكن گمنام به يكي از تكنيكيترين بازيكنان قاره كهن و يكي از خبرسازترين چهرههاي فوتبال ايران تبديل كرد. درخشش در فوتسال جام رمضان بي توجهي ايويچ به تكنيك كريمي كريمي پرسپوليسي شد كريمي با حضور در پست هافبك نه تنها در موقعيتسازي براي مهاجمان موفق بود،بلكه در گل زني هم تبحر خاصي داشت تا تاثير مثبتي در بازيهاي پرسپوليس داشته باشد. وي گل اولش را در نخستين روز بازگشت پروين به فوتبال وارد دروزاه سايپا كرد. اولين بازيهاي ملي، اولين قهرماني قاره اي كريمي كه در اين بازيها درخشش خوبي داشت، به همراه كريم باقري يكي از گلزنان تيم ملي برابر كويت در فينال بود تا قهرماني خاطره انگيزي را در نخستين سال فوتبال حرفهاش به دست آورد. كاميكاوا و محروميت يك ساله تراژدي لبنان براي كريمي جادوگر چيرو امارات به جاي اروپا خيليها معتقد بودند اگر او كمي بيشتر به تمرينات اهميت ميداد و فوتبال حرفهاي را با انگيزه بيشتري دنبال ميكرد به راحتي ميتوانست موقعيت ايده آلي را در فوتبال جهان به دست آورد. توپ طلا براي كريمي آقاي گل جام ملتها، ستاره برانكو اين مسابقات ميدان ديگري بود تا توانايي كريمي بيش از پيش نمايان شود، او كه به همراه مهدوي كيا و كعبي مثلث هجومي زهرداري را در خط حمله تيم ملي تشكيل داده بودند، يكي از اركان موفقيت تيمي بود كه با وجود بسنده كردن به مقام سومي، عنوان بهترين تيم جام ملتها را از آن خود كرد. كريمي مونيخي شد خاطره تلخ از جام جهاني همزيستي با قلعه نويي بازگشت دوباره به خانه اكنون بايد منتظر ماند و ديد كه كريمي ميتواند قابليتهاي خود را در پرسپوليس به نمايش بگذارد و يا اينكه در پايان فصل به تيم ديگري نقل مكان خواهد كرد؟
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 7:19 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 4:34 توسط
|
|
|||||||
|
|||||||
|
|
|
||||
|
سنگتراش
روزي، سنگتراشي که از کار خود ناراضي بود و احساس حقارت ميکرد، از نزديکي خانه بازرگاني رد ميشد. در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوکران بازرگان را ديد و به حال خود غبطه خورد و با خود گفت: اين بازرگان چقدر ثروتمند است! و آرزو کرد که مانند بازرگان باشد. در يک لحظه، او تبديل به بازرگاني با جاه و جلال شد. تا مدتها فکر ميکرد که از همه قدرتمندتر است. تا اين که يک روز حاکم شهر از آنجا عبور کرد، او ديد که همه مردم به حاکم احترام ميگذارند حتي بازرگانان. مرد با خودش فکر کرد: کاش من هم يک حاکم بودم، آن وقت از همه قويتر ميشدم! در همان لحظه، او تبديل به حاکم مقتدر شهر شد. در حالي که روي تخت رواني نشسته بود، مردم همه به او تعظيم ميکردند. احساس کرد که نور خورشيد او را ميآزارد و با خودش فکر کرد که خورشيد چقدر قدرتمند است. او آرزو کرد که خورشيد باشد و تبديل به خورشيد شد و با تمام نيرو سعي کرد که به زمين بتابد و آن را گرم کند. پس از مدتي ابري بزرگ و سياه آمد و جلوي تابش او را گرفت. پس با خود انديشيد که نيروي ابر از خورشيد بيشتر است، و تبديل به ابري بزرگ شد. کمي نگذشته بود که بادي آمد و او را به اين طرف و آن طرف هل داد. اين بار آرزو کرد که باد شود و تبديل به باد شد. ولي وقتي به نزديکي صخره سنگي رسيد، ديگر قدرت تکان دادن صخره را نداشت. با خود گفت که قويترين چيز در دنيا، صخره سنگي است و تبديل به سنگي بزرگ و عظيم شد. همانطور که با غرور ايستاده بود، ناگهان صدائي را شنيد و احساس کرد که دارد خرد ميشود. نگاهي به پايين انداخت و سنگتراشي را ديد که با چکش و قلم به جان او افتاده است!
http://lailimojtabae.lefora.com/2008/08/08/200888-2/page1/#post789219
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 17:56 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بیوگرافی و زندگینامه مشاهیر
شجاعت از دیدگاه بزرگان ، دانشمندان و فلاسفه ترس از دیدگاه بزرگان ، دانشمندان و فلاسفه دوست از دیدگاه بزرگان ، دانشمندان و فلاسفه عشق از دیدگاه بزرگان ، دانشمندان و فلاسفه ادب از دیدگاه بزرگان ، دانشمندان و فلاسفه زن از دیدگاه بزرگان ، دانشمندان و فلاسفه زندگی از دیدگاه بزرگان ، دانشمندان و فلاسفه رنج از دیدگاه بزرگان ، دانشمندان و فلاسفه آزادی از دیدگاه بزرگان ، دانشمندان و فلاسفه
+
نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 19:28 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
داستان درباره كوهنوردي ست كه مي خواست بلندترين قله را فتح كند .بالاخره بعد از سالها آماده سازي خود،ماجراجو يي اش را آغاز كرد.اما از آنجايي كه آوازه ي فتح قله را فقط براي خود مي خواست تصميم گرفت به تنهايي از قله بالا برود.
او شروع به بالا رفتن از قله كرد ،اما دير وقت بود و به جاي چادر زدن همچنان به بالا رفتن ادامه داد، تا اينكه هوا تاريك تاريك شد. سياهي شب بر كوهها سايه افكنده بود وكوهنورد قادر به ديدن چيزي نبود . همه جا تاريك بود .ماه و ستاره ها پشت ابر گم شده بودند و او هيچ چيز نمي ديد . در حال بالا رفتن بود ،فقط چند قدمي با قله فاصله داشت كه پايش لغزيد و با شتاب تندي به پايين پرتاب شد .در حال سقوط فقط نقطه هاي سياهي مي ديد و به طرز وحشتناكي حس مي كرد جاذبه ي زمين او را در خود فرو مي برد . همچنان در حال سقوط بود ... و در آن لحظات پر از وحشت تمامي وقايع خوب وبد زندگي به ذهن او هجوم مي آورند. ناگهان درست در لحظه اي كه مرگ خود را نزديك مي ديد حس كرد طنابي كه به دور كمرش بسته شده ، او را به شدت مي كشد ميان آسمان و زمين معلق بود ... فقط طناب بود كه او را نگه داشته بود و در آن سكوت هيچ راه ديگري نداشت جز اينكه فرياد بزند : خدايا كمكم كن ... ناگهان صدايي از دل آسمان پاسخ داد از من چه مي خواهي ؟ - خدايا نجاتم بده - آيا يقين داري كه مي توانم تو را نجات دهم ؟ - بله باور دارم كه مي تواني - پس طنابي را به كمرت بسته شده قطع كن ... لحظه اي در سكوت سپري شد و كوهنورد تصميم گرفت با تمام توان اش طناب را بچسبد . فرداي آن روز گروه نجات گزارش دادند كه جسد يخ زده كوهنوردي پيدا شده ... در حالي كه از طنابي آويزان بوده و دستهايش طناب را محكم چسبيده بودند ، فقط چند قدم بالاتر از سطح زمين ...
http://30min.mastertopforum.net/viewtopic.php?t=2
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:2 توسط
|
|
|||||
|
|||||